همینجوری نوشت : امروز یه مریض داشتم اسمش شراب خاتون بود . کلی حال کردیم با این اسم .
اکنون نوشت : در راستای جوگیر شدن دوستان بنده از پشت همین تریبون شایعه ی شوهر کردن خود را شدیدا تکذیب میکنم . بابا من فقط خواستم عاشق شم اونم فکر کنم دیگه کمبودهای عاطفیم برطرف شد ![]()
اگه احیانا دوست داشتین با شعرها و دلنوشته های من آشنا بشین میتونین یه سر هم به اینجا بزنین .
فکر می کنم دیگر وقتش رسیده که شما هم یک خودی نشان بدهید .
باتشکر
کسی که دوستتان دارد .
خدایا ... خدایا ... خدایا ... خدایا ... خدایا ...................
خدایا ... خدایا ... خدایا ... خدایا ... خدایا ...................
خدایا ... خدایا ... خدایا ... خدایا ... خدایا ...................
۱- استفاده از کبوتر نامه بر ( با توجه به این که این روزها آدم به سایه ی خودش هم نمی تواند اعتماد کند چه رسد به کبوتر این پیشنهاد در همین جا منتفی می گردد ! )
۲- استفاده از دود ( به شرط اینکه دودهای ارسالی با آلودگیهای دودی شهرها قاطی نشود ! )
۳- تله پاتی . (( کشک و بادمجون این روش را تائید و آن را به همه ی دوستان پیشنهاد میدهد . ))
بعد نوشت : ممنون از همه ی دوستای گلم ![]()
ممنون از بچه های باصفای تیم والیبال شاهین ![]()
به امید روزهای شاد . ![]()
زار و زار گریه میکردن پریا
مثل ابرای بهار ........
............
سرخط ........
مامان : بیا این ده تومن مال تو
بچه : مامان با ده تومن که کوفتم نمی دن به آدم
مامان : بچه حرف مفت نزن ندیدی آمارو نرخ تورم داره هر روز میاد پایین تا تو برسی سر کوچه بستنی میشه ده تومن
بچه : مامانی نمی شه آمارو نقطه ای محاسبه نکنی . ![]()
* عنکبوت بینوا با چنان حوصله ای داشت خونشو می ساخت که دلم نیومد قصر آرزوهاشو خراب کنم ، نشستم و اونهمه سرعت و ظرافت رو تماشا کردم .
* عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی می پره .....
۲- باید منو پیدا کنی ، شاید هنوزم دیر نیست !
۳- دلم میخواد زمینه ی قالب وبلاگم سفید باشه .
۴-دیگه همین . ![]()
۵- چه زود آرزوم برآورده شد ![]()
۶- مرسیییییییییییییییییی ![]()
۲- خانم همسایه ی ما که اصلا اهل سیاست نیست میگوید میخواهد رای بدهد چون دوست دارد رئیس جمهورش خوش تیپ باشد .
۳- جلوی دوربین زشت است آدم در باره ی خواهر مادر رقیبش حرف بزند ، خوبیت ندارد .
۴- ما از پشت همین تریبون از رفیقمان تشکر میکنیم که در این چهارسال به ما امنیت داده اند . ما هر وقت چشممان به عکس علیرضای کوچولوی شهرمان می افتد ، به آن چشمهای معصومش که نگاه میکنیم یاد این واژه ی بی معنای امنیت می افتیم و نمی دانیم چرا دلمان گریه میخواهد .
۵- من رای میدهم . رای سبز .
ولی خب ، تقصیر من چیه ، میرفتن یه گوشه کناری دور از چشم ، کسی هم کاری به کارشون نداشت اونوقت . زشته آخه جلوی چشم بقیه .!
فصل هفدهم : * آداب زندگی اجتماعی *
این روزها کمتر هوای تمیز پیدا میشود . در خیابان سیگار نکشید .
حتی پرنده ها هم نباید سیگار به نوک پرواز را به خاطر بسپارند .
در مکانهایی که سیگار کشیدن ممنوع است ، سیگار نکشید . در مکانهایی هم که سیگار کشیدن آزاد است ، اجباری نیست که سیگار بکشید ، مخصوصا اگر سیگاری نیستید .
- از آسانسور فقط برای خودتان استفاده نکنید . برای دیگران هم جا بگذارید .
اگر در آسانسور خانم ریش داری را دیدید به او خیره نشوید . ( البته اگر ریش هم نداشت به او خیره نشوید . )
در آسانسور سیگار نکشید .
در آسانسور آرایش نکنید .
در آسانسور به آنها که پشت به شماست ادا درنیاورید .
اگر آسانسور خراب است ؟ عصبانی نشوید . یادتان باشد که شما یک جفت پا هم دارید و می توانید از پله ها استفاده کنید .
در پله ها : به صورت گروهی تمام عرض پله ها را نبندید .
جیغ نکشید .
هیچ گاو و گوسفندی را از پله ها بالا نبرید . حتی اگر برای خنده باشد . ( یادتان باشد که این چیزها گاوها و گوسفندان را نمی خنداند . )
در وقت پایین آمدن از پله ها ، افراد مسن باید بعد از شما پایین بیایند . شاید برای این است که اگر افتادند ، روی سر شما بیفتند و کمتر صدمه ببینند .
و مهمتر از همه این که فراموش نکنید :
در همه جا و همه حال ، قوی تر ها باید از ضعیف تر ها حمایت کنند ...
فصل دوم * سلام کردن به دیگران *
سابقا در روستاها همه به هم سلام می کردند ولی حالا جمعیت کره ی زمین آنقدر زیاد شده که دیگر وقتی نمی ماند تا به همه ی مردم سلام کنیم .
چگونه باید سلام کرد : خیلی آسان است ، بگویید سلام .
- میان دوستان صمیمی : به به سلاااااااااام .
- به یک خانوم : سلام خانوم .
- به یک آقا : سلام آقا .
- به یک اسب : سلام آقا اسبه .
- اگر اسب ماده است : سلام مادیان خانوم .
مجبور نیستید به اینها سلام کنید :
- به آشنایی که در حال زدن صندوق بانک است .
- به فردی که در حال خودکشی است ( اول او را نجات دهید بعد سلام کنید . )
آداب دست دادن :
به فقیری که دستش را پیش آورده نباید دست بدهید . بلکه سکه ای در کف دستش بگذارید.
دست آشپزها را نبوسید . خصوصا اگر ماهی پاک کرده باشند و یا سیر و پیاز رنده کرده باشند .
توجه : اگر سرماخورده اید و آب از بینی تان میچکد ، دست هیچ کس را نبوسید ......
ادامه دارد...
فصل سیزدهم " آداب مکالمه "
سخنان درشت و حرفهای نا بجا :مردم برای برادر حرمت بیشتری قایل اند و کمتر فحشی را به او نسبت میدهند . در واقع هنوز فحش های مربوط به برادر به بازار نیامده است ...
- کی و چه وقت می توان گفت * خفه شو ! * :
خفه شو را فقط در موارد استثنایی می توان بکار برد . مثلا زمانی که کسی موافق تبعیض نژادی است .در این صورت به یک بزرگتر یا پیرتر بایدگفت " لطفا خفه شوید ! "
ولی پیر به جوان میتواند بگوید " جوان خفه شو ! "
- ادامه ی این مطالب را در آینده خواهم نوشت . خواندن این کتاب به همه ی دوستان توصیه میشود . ![]()
پ . ن : بی فیس بوکمان کردند ، خدا بی فیس بوکشان کند .
- چقدر این روزها حوصله ام زود سر می رود .
- چقدر این روزها دلم میخواد یک هفته برم تو جنگل زندگی کنم .
- تصمیمم عوض شد . من هم رای میدهم . به یاد هیجان سالها پیش که به او رای دادم .
اکنون نوشت : بلاگفای عزیز اینقدر با روح و روان جوونای مردم بازی نکن . ![]()
خانوم اولی : عروسم حالش بده ، نه ماهه حامله است .
خانوم دومی : نه ماه اولشه یا نه ماه آخرش ؟ !!!!!!!!!!!!!!
شاید نوشت : شاید عروس خانومه فیل بوده !!
دوباره نوشت : احتمالا بعد از افزایش زمان مرخصی زایمان ، زمان حاملگی هم افزایش یافته !
درخواست الکل دادیم . خدمه رفت و برگشت که گفته اند الکل را با بتادین مخلوط میکنیم بعد میدهیم ! گفتیم برایشان توضیح می دادید که برای محلول سازی می خواهیم ، بتادین به چه دردمان میخورد . دفعه ی اولمان هم که نیست . گفت گفته اند برای اینکه خدای ناکرده استفاده ی غیر خداپسندانه از الکل خالص نشود این دستور را داده اند !!
من
+
: برو بگو کشکی گفته یا همین الان الکل را می دهید یا میرویم حراست از شما شکایت میکنیم بابت این تهمت !
خدمه ی مهربان خوشحال از اینهمه ابهت کشکی ، رفت و با کوله باری از الکل بازگشت . باز گفتیم خدا را شکر که مملکت اسلامی است . عزیزان به هر ترفندی ، می خواهند ما را بیاندازند توی بهشت . ![]()
* تولد نوشت : علی کوچولوی عزیز تولدت مبارک *
